جدیدترین اخبار و رویدادها
متن خبر
کد خبر :   2440  | تاریخ خبر : 1395/11/23  | ساعت : 09:54

گفتگو تبریزبیدار با حجت الاسلام محمدعلی احمدیان مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در جمعیت هلال احمر استان آذربایجان شرقی:

اشرافی گری مسئولین فقرا را از دین خارج می کند / شعری برای فیضیه خواندم و دستگیر شدم / حدیث جهاد در مسجد جامع تبریز مردم را به حرکت درآورد


در دوران ستم شاهی یک شعری در خصوص فاجعه مدرسه فیضیه قم سروده بودم که به خاطر همین شعر که در هریس میان مردم آن را خوانده بودم تحت تعقیب قرار گرفته و نهایتا دستگیر و مقداری شکنجه شدم و از بنده تعهد گرفتند که از این شعرها نباید بخوانی!

 

برای مشاهده عکس در ابعاد اصلی ، بر علامت ذره بین روی تصویر کلیک نمایید

به گزارش تبریز بیدار ، روحانیون در هدایت جامعه و به ثمر رسیدن انقلاب نقش اساسی و محور داشتند و در این میان تبریز به دلیل حضور فضلا و روحانیون خوش نام یکی از کانون های ضد طاغوتی بود. به سراغ حجت الاسلام والمسلمین محمد علی احمدیان مسئول دفتر نمایندگی ولی فقیه در جمعیت هلال احمر استان رفتیم تا از زبان وی با حال و هوای روزهای انقلاب در تبریز آگاه شویم. 

احمدیان یکی از پسرانش در راه انقلاب شهید شده و از جمله روحانیون که در محله سیلاب تبریز با همکاری حاج مقصود پور رادی حرکت های ضد نظام طاغوتی را سازماندهی می کرده اند. با وجود سن بالا و مشغله های کاری با گرمی و روی خوش ما را پذیرفت. گفتگو تبریز بیدار با حجت الاسلام والمسلمین احمدیان را ادامه می خوانید: 

رهبری امام آتش های دل های مردم را برای سوازندن رژیم هدایت کرد
ضمن عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، به عنوان اولین سوال بفرمایید که چرا جامعه ایران که خصوصا پس از رخداد های سال ۴۲  احساس می شد به خواب زمستانی رفته است به یک باره از سال ۵۶ توانست با انقلابی بزرگ رژیم شاهنشاهی را به سقوط بکشاند؟

نارضایتی از حکومت در بین مردم ایران در زمان شاهنشاهی همانند آتش زیر خاکستر همواره وجود داشت اما با وجود آنکه چند بار در طول تاریخ معاصر اقدامات و قیام هایی انجام داده بودند اما به دلیل نبود رهبری منسجم نتوانسته بودند این آتش های دورن دل های خود را به درستی به ظهور برسانند اما در دوران انقلاب امام با رهبری خود این جوش و خروش مردم را هدایت کرد  فلذا این حرکت های اعتراضی مردم منجر به این شد که توانستند روی پاهای خود بدون وابستگی قیام کننند و طاغوت و طاغوتیان را محو و نابود کنند.

مردم  تبریز به دنبال رهبری بودند که از هر حیث کامل باشد
با توجه به اینکه تبریز در سه قرن اخیر در معادلات سیاسی ایران از دوران صفویه و پس از آن در دوران مشروطه جایگاه ویژه ای داشته، از فضای دوران مبارزه و گروهای فعال در این شهر بفرمایید؟
گروهای مختلف در تبریز در دوران مبارزه فعال بودند بخشی از این گروه ها کمونیستی و کارگری بودند  و بخش اعظمی از فعالیت های مبارزاتی مردم در درون گروه های مذهبی و حزب اللهی شکل می گرفت با توجه به اینکه مردم تبریز مردمی متدین بوده و به دنبال رهبری بودند که از هر حیث مجموع صفات عالیه بود این نوع مبارزه را بیشتر در قالب مذهبی باور داشتند در خصوص شعارها متاسفانه به دلیل گذشت زمان بسیار در خاطرم نیست اما شعارهایی که مردم در تظاهرات ها سر میدادند بیشتر به زبان تُرکی بود.

طلا می دادیم و اجناس بی ارزش می گرفتیم ولی مستضعفانمان بی شمار بودند!
از وضعیت اقتصادی مردم تبریز که عنوان دومین شهر ایران را به خود یدک می کشید بفرمایید. به نظر شما آیا وضعیت اقتصادی هم در نارضایتی و قیام مردم علیه رژیم طاغوت موثر بود؟
بله تاثیرات اقتصادی هم وجود داشت چرا که تنها بخشی کوچکی از مردم در رفاه نسبی قرار داشتند در حالی که بخش بزرگ مردم مستضعف بودند شاید در ظاهر برخی موارد خوب به نظر می رسید  ولی حکومت طلا می می فروخت و در مقابل چیزهای بی ارزش می گرفت و طبیعتا در این بین به مردم مستضعف فشار بیشتری می آمد که مقدار آنها نسبت به امروز بسیار بیشتر بودند  البته پس از انقلاب این نارضایتی ها دوباره سر برآورد و برخی می گفتند که انقلاب برای ما چه کرده است؟ در حالی که خدمت های انقلاب به مردم فراوان بوده و اتفاقا باید بگوییم ما برای انقلاب چه کرده ایم؟

نمونه مردم انقلابی ایران در طول تاریخ پیدا نمی شود

اگر امروز بخواهید به عنوان یک فعال دوران مبارزات انقلابی، انقلاب مردم را با آنچه امروز به به دست آورده مقایسه کنید احساس می کینید انقلاب در کدام حوزه ها نتوانسته به آرمان هایش نزدیک شود؟

انقلاب مردم ایران نمونه بی نظیر در سال ۵۷ بود که نظیر آن در بین فرشتگان و انسان ها پیدا نمی شود اگر نمونه همین مردم در دوران پس از رحلت رسول اکرم وجود داشتند علی(ع) ۲۵ سال خانه نشین نمی شد و یا امام حسن (ع) به آن صورت صلح نمی کرد، معصوم می فرماید ۱۰ نفر نتوانستم پیدا کنم تا بر علیه حکومت جور قیام کنم. پس نشان می دهد که جیاگاه انقلاب مردم ایران کجاست.
مهتر از انقلاب،  انقلابی ماندن است / نامحرمان در کمین انقلاب
 انقلاب عظیمی به پا شد اما مهم تر از رسیدن به انقلاب نگه داشتن انقلاب و دستاوردهای آن است انقلابی شدن مهم است اما مهم تر از آن انقلابی ماندن است. امیر مؤمنان علی (ع) در حدیثی می فرمایند: " ان افضل توسل به المتوسلون الی الله سبحان الله و تعالی الایمان به و رسوله و جهاد فی سبیل الله آن چیزی که با آن به خدا و رسولش متمسک می ورزند و به وسیله آن به خدا نزدیک می شوند ایمان به خدا و رسول خدا و جهاد  در راه خداست."  جهاد اسلام را سر پا نگه می دارد و برای سرپا نگه داشتن این نهضت اسلامی باید در دستان کسانی نباشد که به قول امام(ره) نامحرم هستند.
امثال کسانی که  در تبریز به رهبران نهضت یزید زمان می گفتند پست های کلیدی گرفتند

به نظر شما این نامحرمان چه کسانی هستند؟
نامحرمان کسانی هستند که در جریان انقلاب نه تنها نقشی نداشتند بلکه ضرر هم داشتند یک عده بودند که ب تعبیر درست به آنها می گفتیم مرا به خیر تو امیدی نیست شر مرسان! آنهایی بودند که برایشان امکان داشت که به انقلاب کمک کنند ولی نکردند بلکه سنگ اندازی هم کردند در همین تبریز خودمان برخی که دسته عزاداری هم جمع کرده بودند در یکی از محلات تبریز جمع می شدند و می گفتند " رهبر دییر بلا دی یزید کربلا دی"  و در حساس ترین روزهای انقلاب خودشان و اولادشان نشستند و سکوت کردند امثال اینها نا محرم انقلاب هستند که به رهبران جامعه و انقلاب بدبین بودند ولی متاسفانه امروز می بینیم برخی از آنها امروز پست و مقام های کلیدی گرفته اند!
در میان صحبت هایتان از انقلابی بودن فرمودید به نظر شما افرادی از انقلاببیون سال ۵۷ که امروز بعضا مشاهده می کنیم اظهارات و اعمالی بر خلاف گذشته خود بیان می کنند آیا به نظر شما این افراد هم امروز نامحرم انقلاب هستند؟
این افراد نامحرم نبودند برخی از این افراد واقعا زحمت کشیده اند ولی علت های دیگر سبب این موارد شده است به طور نمونه برخی رفتارها از مسئولین را دیده اند که با مبانی انقلاب به نظرشان سازگار نبوده و یا حقشان ضایع شده که امروز علم مخالفت سر می دهند.

دنیا پرستی برخی روحاینون علت رویگردانی مردم از مساجد

مسجد به عنوان مهمترین پایگاه اجتماعی در پیروزی انقلاب نقش مهمی داشته و در این میان اعتماد مردم به روحانیت سبب حضور پرشور مردم در مساجد می شد به نظر شما چرا با وجود انقلاب سالامی مردم ایران و گذشت ۳۸ سال از این مهم  بعضاً شاهد هستیم که از استقبال های گذشته در مساجد خبری نیست؟

اتفاقا یکی از دردل های امروز ما همین موضوع است واقعا قبلا مردم با احترام بیشتری با روحانیت برخورد می کردند ولی متاسفانه امروز این مساله کمرنگ شده است علت چیست؟ چون  قبل ترها مردم اقبال بیشتری به مساجد داشتند ریشه این موضوع به خود روحانیون برمیگردد مردم از من و امثال من برخی حرکت ها دیده اند که بدبین شده اند و البته برخی بد گویی ها هم موثر بوده است . خب مردم دیده اند فلان آقایی که تا دیروز ۵ قران نداشت امروز میلیاردها و تیلیاردها پول دارد بالاخره این مساله کمی نیست برای مردم سوال ایجاد می کند.

اشرافی گری مسئولین  فقرا را از دین خارج می کند

اسلام مخالف استفاده از نعمات الهی نیست و توصیه می کند به تلاش برای به دست آوردن روزی حلال. ولی امیر مونان در نهج البلاغه اشاره میکند که خداوند برای ما پیشوایان جامعه مقرر فرموده که همانند فقیر ترین اعضای جامعه زندگی کنیم تا آن مستمند نسبت چیزی که هست بدبین نشود و ناشکری نکند ولی اگر با دبدبه و کبکبه لباس های آنچنانی و وضع اشرافی داشته باشیم شخص فقیر با مشاهده این وضع از دین خارج می شود.

خدا به کمک ما احتیاجی ندارد دین خدا را یاری کنید تا خدا شما را یاری دهد / دین نمی ماند مگر اینکه جهاد شود
خاطره ای از روزهای انقلاب در تبریز دارید؟
واقعا خدا رو شاکرم که دلمان باامام خمینی راغب شد بنده دو خواهر دارم که هر دو در جریان انقلاب بودند. که یکی از آنها دو پسرش را در راه انقلاب داد و دیگری یک پسرش و بنده هم یکی از پسرانم شهید شده است. در روزهای انقلاب در محله سیلاب جمع می شدیم که زحمت اصلی جمع کردن مردم دور هم بر عهده حاج مقصود پور رادی بود و ایشان خیلی زحمت کشیدند مردم را جمع می کردند و به سمت مسجد جامع تبریز حرکت می کردیم و در آنجا حدیثی از رسول اکرم(ص) نقل کردم که انصافا مردم از جان مایه گذاشتند که ذکر این حدیث به اهمیت جهاد در راه خدا بود که به این مضمون برای مردم گفته شد که خداوند تعالی عزت و برکت زندگی مومنان را در جهاد راه خدا قرا داده است  اگر خدا ببیند که در راه دین او قیام کرده اید به یاری شما می آید  خدا به کمک ما که احتیاجی ندارد دین نمی ماند مگر اینکه جهاد شود که این حدیث شور و حرارت عجیبی در میان مردم شکل گرفت و به سمت صفی بازار و ابتدا بازار حرکت کردیم من دیدم نوجوانانی ۱۶ ساله تیر خورد به سمتش رفتم و او را بغل کردم از بس لاغر بود که بدنش همچون سنگ بود. مردم با عوامل رژیم درگیر بودند و به سمت مسجد آقای قاضی پناه بردیم.

نباید شعر بخوانی!
در ۲۹ بهمن سال ۵۶ از خیابان دارایی به سمت بازار حرکت کردیم تظاهرات خیلی شدید بود و خبر رسیده بود که مقابل مسجد قزلی بسیار شلوغ شده و در حال حرکت بودیم که به یکباره جوانی که درست مقابل من بود به زمین افتاد به ظاهر چیزی نبود ولی پس از تکان دادن پیکرش خون سرازیر شد و در دم همان جا شهید شد.

در دوران ستم شاهی یک شعری در خصوص فاجعه مدرسه فیضیه قم سروده بودم که به خاطر همین شعر که در هریس میان مردم آن را خوانده بودم تحت تعقیب قرار گرفته و نهایتا دستگیر و مقداری شکنجه شدم و از بنده تعهد گرفتند که از این شعرها نباید بخوانی!فرازی از این شعر به این صورت است:
یارب بو نه عالمدی نه اوضاع و نوادی            قم شهر جفادن  دیسن  کربوبلادی
حکم الدی الهی بوزمان  کافر    دوران           تا کی ادلر قم داکی فیضیه نی ویران
طلابینی مقتول ادلر   جنسنی   طالان            بو غارته زینب دکی  غارت  بنمادی
عاشورا گونی میر هدا باشلادی غوغا            کفار ایلدی اسلام ایکیسی ایلدی دعوا       

تشکر می کنم از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.
 بنده هم تشکر می کنم که با دغدغه به تحقیق در مورد انقلاب می پردازید.

نظر شما خواننده محترم درباره این خبر

نظرات (0)

 
صفحه 1 از -1اولين   قبلي   بعدي   آخرين   
استفاده از مطالب پورتال با ذکر منبع بلامانع است